تبليغاتX
سلام هاي بي پاسخ - نشست صمیمی مدیر سیما با کارشناسان ...

سلام هاي بي پاسخ

صحبتهای خودمانی زهره و زهرا

زهره:چقدرخوب است که مدیر صدا و سیما هرازچندی کارشناسان را دعوت می کند تا برنامه های رسانه سیما را نقد کنند.

زهرا : تو فکرمی کنی مدیرازنظرات کارشناسی استفاده می کند؟

زهره : بطورحتم می کند.

زهرا : نه بابا، کارشناسان همه درجه یک نیستند، تازه طوری صحبت می کنند نه مدیر بسوزد نه کارشناس.

زهره : یعنی کارشناسان در گفتارشان صنعت تملق وچاپلوسی را رعایت می کنند ومدیر استراتژی از پیش تعیین شده خود را اجرا می کند؟

زهرا : همین طوره، در یک دیدار صوری و تشریفاتی به دیدار مراجع می آید ودرباره برنامه های سیما از نظر محتوای دینی مشورت می گیرد چقدر به توصیه های مراجع جامعه عمل می پوشاند، بماند. برای خوشنودی آیات شبکه قرآن گذاشته، با مجریهای گل منگولی ، یعنی آقایان، این شبکه برای شما مذهبی ها کاری هم به ما و شبکه های دیگر نداشته باشید.

زهره : موردی به نظرت می رسد بگویی؟

زهرا : روحانیون از مسابقه های سیما از نوع جایزه (خرید وفروش) و اینکه خانم های جوان از مجری کمک می خواستند (حال برای کسی که آن لحظه تلویزیون را روشن کرده باشد نمی فهمد در چه موردی کمک می خواهند) بدرستی انتقاد می کردند.

زهره : چقدر زشت است عزت نفس بینندگان ضعیف می شود.

زهرا : بگذار بقیه اش را برایت بگویم، در برنامه خردسالان شبکه تهران برنامه ای بنام توپولوها که هر کدام از این چهار توپولو به نسبت 1 به 3 شکمهایشان را به هم می زنند بعد درحالی که شکمهایشان را جلو داده اند روی شکمهایشان مانند مانیتور روشن می شود وبا چشمانشان به مانیتور نگاه می کنند و نمی دانم در نگاهشان لذت یا طلب مجدد است. حداقل در هر برنامه این حرکات پنج بار تکرار می شود.(البته این تعداد حرکات احتمالا با سانسور به این تعداد رسیده است).

زهره : عجب دراین دانشگاه چه دانشکده های زشتی است. از دانشکده های دیگر چه خبر؟


زهرا : مجریهای برنامه های اجتماعی آنقدر برای هم غش وریسه می روند که بیننده فکر می کند مجریها نسبت خویشاوندی با هم دارند.مثلا همین برنامه صبح شبکه یک، پس از پخش گزارش منزل ننه سنجد، خانم مجری، بین دو مجری مرد قرار گرفته و رو به مجری که گزارشگر برنامه بوده، می کند وبا لحن نازوکرشمه و چادرش را باز کرده، گویی که از تختخوابش بلند شده رو به مجری دیگر می کند و می گوید شما گفتید گزارش 2دقیقه است اما 4 دقیقه پخش کردید. مجری مرد( نیز به لحن عزیزم اشکالی ندارد) گفت می دانم دانه های برف سرما را اینجا آورده بالاخره وقت خدا حافظی است، خانم مجری نیز کوتاه آمده و می گوید، من فریبا محمدی به اتفاق همکارانم معصومی و امیراحمدی(دراین حین خود را به امیراحمدی نزدیک می کند.) با شما خداحافظی می کنیم .

زهره : بازهم بگو.

زهرا : در برنامه عصر ایمان مجری در پایان هر برنامه می گوید دوستتان داریم خدا حافظ . به عنوان کارشناس حقوق اسلامی حالیش نیست که اکثر بینندگان برنامه فرهیختگان جامعه هستند نه دختران وزنان ولگرد خیابانی.این مجری نونوره کوله پشتی که فکر کنم توی کوله پشتی اش پرازلوازم آرایشی است و خودش را آرایش کرده و فکر می کنه هر کاری را که مجریهای ماهواره می کنند مورد پسند اسلام و خانواده شهدا است، می گوید، بیننده من، عزیزم، دلبندم و نازکم و.. ومی خواهد یاد و خاطره شهدا را درفوق العاده زنده نگه دارد.(آیا همسران ودختران شهدا از دلبندان ومونسان قلبش محسوب می شوند یا نه؟)

زهره : ناراحتم کردی، محتوای برنامه های مختلف جای سئوال دارد، تمامش کن.

زهرا : خانه از بن ویران است خواجه در فکرساختن ایوان است.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 19:17  توسط zahra  |