با سلام
.....من خود دختري بوده ام در زماني نه چندان دور و مادري خواهم شد در زماني بسيار نزديك. با قسمتي از نوشته تان موافقم كه پدران ما ياد نگرفته اند پدر بودن و توجه به دختر را، اما درد من از دختر بودنم فقط اين نبود كه پدرم يكبار گونه هاي مرا نبوسيد.(اينرا هيچكس به غير از مادرم نمي داند)درد من اين بود كه هويتي نداشتم به عنوان يك دختر، هميشه و در هر جا براي تاييد احتياج به حضور يك مرد بوده(البته خوشبختانه در تهران اين مساله كمرنگ تر است)حتي كارگر خانه هم به حرف مرد بيشتر اهميت مي دهد.
راستش با اينكه دختر را خيلي دوست دارم اما هيچگاه دوشت ندارم فرزندم دختر باشد، با كمال شرمندگي. چون اگه خيلي خوش شانس باشه گير يك آدم مثل شوهر خودم ميافته كه خيلي از دخترا فكر مي كنند چه تحفه اي هست....
نويسنده : يه دوست
پاسخ زهرا به يه دوست
اي كاش آدر پستي اين دوست عزيز را كه مطالب بالا را برايم نوشته داشتم اما بداند كه اين نوشته باعث شد كه در كارهايي كه براي جامعه كودكان انجام خواهم داد با دقت و سرعت بيشتري ان را كاربردي كنم.
.....من خود دختري بوده ام در زماني نه چندان دور و مادري خواهم شد در زماني بسيار نزديك. با قسمتي از نوشته تان موافقم كه پدران ما ياد نگرفته اند پدر بودن و توجه به دختر را، اما درد من از دختر بودنم فقط اين نبود كه پدرم يكبار گونه هاي مرا نبوسيد.(اينرا هيچكس به غير از مادرم نمي داند)درد من اين بود كه هويتي نداشتم به عنوان يك دختر، هميشه و در هر جا براي تاييد احتياج به حضور يك مرد بوده(البته خوشبختانه در تهران اين مساله كمرنگ تر است)حتي كارگر خانه هم به حرف مرد بيشتر اهميت مي دهد.
راستش با اينكه دختر را خيلي دوست دارم اما هيچگاه دوشت ندارم فرزندم دختر باشد، با كمال شرمندگي. چون اگه خيلي خوش شانس باشه گير يك آدم مثل شوهر خودم ميافته كه خيلي از دخترا فكر مي كنند چه تحفه اي هست....
نويسنده : يه دوست
پاسخ زهرا به يه دوست
اي كاش آدر پستي اين دوست عزيز را كه مطالب بالا را برايم نوشته داشتم اما بداند كه اين نوشته باعث شد كه در كارهايي كه براي جامعه كودكان انجام خواهم داد با دقت و سرعت بيشتري ان را كاربردي كنم.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 17:51  توسط zahra
|
